تفکر و فرهنگ غرق در آب؛ رهبر و سرهنگ غرق در ...
کشور ما با درصد سوادی پایین، در آخرین رتبهی افتخار آمیز سواد داری قرار دارد. نتیجهی حاکمیتهای کتاب سوز، مکتب سوز، قبیله پرور، خشک مغز، دشوار آفرین و کرامت کش؛ وضعیت کنونی است. اصرار بر تفکر سوختهی انحصارگرایی، یکسان سازی سلیقهها و حذف مخالف، جنگ است و فرهنگ سوزی! ماهیت کتاب شور های مدرن، نشان از فرسودگی تفکری است که فرصت حیاتش به پایان رسیده است. طالبان نیکتایی پوش وزارت فرهنگ و مسئولان دولتی در ولایت نیمروز، هزاران جلد کتاب را با استدلال یک سان سازی سلیقهها و برداشتها به آب انداختند تا چراغ نادانی شان شعله ور بماند.
کجایند مسؤولان حقوق دانایی بشر؟ کجایند دولت مردان، با ادعای مردم دوستی؟ چرا وزارت فرهنگ توبیخ نمی شود؟ چرا منطق کتاب سوزی قرون وسطایی توسط نیکتایی پوشان اجرا میشود؟
رهبران کشور در آزمون بزرگی قرار گرفته، یک بار برای همیشه تکلیف خود و ملت را روشن کنند، آیا مردم حق کتاب خوانی دارند؟ آیا باید عدهای خاص بگویند چه بخوانید و چگونه بیاندیشید؟ یا به خرد و حق انتخاب و تفکر ملت احترام میگذارند؟ کتاب شوری ولایت نیمروز یک نمونه از فرهنگ سوزی است. هر روز در هرات و نیمروز و....کتاب های بسیاری توقیف میشود، اما نتوانستهاند صدای شان را به جایی برسانند.
رهبرا جامعهی ما نیز در آزمون بزرگی قرار دارند؛ حکومتی که هفت سال طالب حمایت کرده، بیشترین امتیاز بازسازی را به سمت و مناطق خاصی سوق داده و با این کار طالب را جسور تر کرده و همان تفکر طالبانی قومگرایانه را حمل میکند؛ قابل حمایت هست؟ رهبرانی که با ادعای مظلومیت و عدالت طلبی به جایی رسیده اند، آیا مردم را فراموش کرده اند؟ رویگردانی عدهای از رهبران از خواست همگانی مردم و نادیده انگاشتن احساسات و شعارهای عدالت طلبانه، با این ایده که حاکمیت مال عدهای خاص است؛ جامعه را یک بار دیگر به سوی عدم اعتماد به نفسی سوق میدهد. رهبرانی که از کرزیِ کتاب شور حمایت کرده اند؛ در مقبولیت اجتماعی شان تردید کنند. چون مردم به این آگاهی رسیده اند که هنوز تفکر کور قوم مدارنه و فرقه گرایانه در مغز تکنوکراتهای کراواتی به همان میزان طالب با یک من ریش و یک سبد پتکی وجود دارد.
ناشر و کتاب فروش بی نوایی که نه تنها دولت از او حمایت نمی کند که کتاب هایش را به آب می اندازد تا هیچ کس دیگر جرئت نکند در بخش کتاب و دانایی سرمایه گزاری کند! این اقدام نمادین بوده تا چراغ دانایی مردم خاموش بماند. کرزی باید رسما از مردم عذر خواهی کند و وزیر بی کفایت فرهنگ و مسؤلان ولایت نیمروز را برکنار و مجازات و خسارت فرهنگی وارده به ملت را جبران کند.
ناشری که کتابهایی همچون «سرگذشت یتیم جاوید» (زندگی حضرت پیامبر اکرم)، «تجلّی خدا در آفاق و انفس»، «فیض قدس»، «افغانستان در پنج قرن اخیر»، «افغانستان در قرن بیستم»، «تاریخ احمدشاهی»، «دیوان خلیلالله خلیلی»، «دیوان واصل کابلی»، «دیوان قاری عبدالله» و «نقد بیدل» را در کارنامه خود دارد و دور از حقیقت نیست اگر بگوییم که فعالترین ناشر افغانستان در دهه اخیر بوده است.
کتابهایی که اختلاف بر انگیز دانسته شده این کتابهاست؛ «تفسیر موضوعی قرآن کریم»، «نهجالبلاغه»، «آموزش عقاید»، «جنبشهای اسلامی معاصر»، «شکوفایی عقل»، «علوم عقلی»، «اصول کافی»، «حقوق اساسی»، «اخلاق کارگزاران در نظام اسلامی»، «انسان به انسان»، «کلام نور»، «ترجمه الغدیر»، «معراجالسعاده»، «گل سرخ دلافگار»، «شناسنامه افغانستان» و «هزارهها»!
باکدام منطق، تفسیر موضوعی قرآن مجید، نهجالبلاغه، کتاب مذهبی اصول کافی، معتبرترین کتاب روایی و فقهی شیعه، که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده، به آب انداخته میشود؟ این کار توهین به یک مذهب و نادیده گرفتن قانون اساسی است. آقایان حامی کرزی، در آزمون بزرگ دفاع از حیثیت فرهنگی، مذهبی و قانون اساسی قرار گرفته اند که باید کرزی را وادار به عذر خواهی کنند تا متخلفان را مجازات و تفکر محدودیت آفرین طالبانی را دفن کند و اگر نه مردم راه خود را خواهند رفت.





