(گفتوگوی من و عزیز فیاض)
جناب آقای خرمی خرم در وبلاگ وزین امروز و فردا http://www.imrozfarda.blogfa.com/؛ مقالهای با عنوان آیا گویش هزارگی زبان جدا گانه است، یا یکی از لهجه های گفتاری زبان دری؟ در مورد زبان هزارهها و یکی بودن آن با زبان دری، نوشتهاند که در بخش نظرات، آرای متفاوت و مفیدی داده شد که گفت و گوی من و جناب آقای عزیز فیاض ادامه یافت. به دلیل آن که این مبحث جنبه عمومی دارد و بخشی از حقایق را تا حدودی روشن میکند؛ به عنوان نماینده دو دیدگاه در این این جا نشر میشود. من در آیندهای نزدیک در مورد زبان هزارهها و همسانی آن با زبان اوستایی و نیز خاستگاه نژادی هزاره ها خواهم نوشت. اینک گفت و گوها؛
ادامه مطلب
تأملی در هزارستان شناسی ۳
شار زایده

عکس قریه شار زایده "جاغوری"
شار زایده قریه ای در "جاغوری" حد فاصل "قره باغ" قرار دارد که مردم
"شارزیده" تلفظ می کنند، اما کاتبان ما – متأسفانه-"شهر زایده" می نگارند. این مورد به روشنی بیشتری، دلالت داد که این منطقه، منسوب به "شار"ها است. هیچ گونه نمودی از "شهر" در این منطقه وجود ندارد. علاوه بر این، کلمه "زایده"، در عرف جامعه ما تلقی خاصی دراز، ک هدر عرف عام "زیده" تلفظ می شود و مراد، انتساب نسبی است. می توان گفت که یکی از "شارزادگان" در آن جا زندگی می کرده است و یا جمعی که از نظر نسب به شارها، منتهی می شده، این نظر از آن جهت، قوت بیشتری دارت که در حوالی این منطقه کوهی به اسم "شار" است که شاید یکی از "شارها" در آن، زندگی می کرده است و یا به یاد شارها، نامیده شده است. "شار"، چه به معنای قله باشد یا شهر، نمی تواند در این جا تلقی صحیحی باشد، چون قلعه زاده و شهر زاده معنایی ندارد.
کوه شار:
ادامه مطلب
بخش دوم
شار:
واژهی "شار"، کلمهی اصیل دری است که در پسوند یا پیشوند نام اقلیم مختلف سرزمین هزارستان رایج است که پرده از هویت، اصالت و منشاء نژادری این مردم بر می دارد! در آغاز مستند های تاریخی و متون کهن و معنای لغوی "شار" را بررسی خواهم کرد؛ سپس نقبی به ریشه تاریخی و نسبت آن با هویت و منشاء نژادی هزاره ها خوهم زد؛
شار: "پادشاه غرجه بود.(لغت فرس) نام پادشاه غرجه باشد (اوبهی). پادشاه غرجستان را نامند، چنان که پادشاه ترکستان را، "خان" و پادشاه چین "فغفور" و پادشاه ایران را "کی" و پادشاه روم را، "قیصر" و پادشاه هند را، "راجه " و "رانا" خوانند (فرهنگ سروری). الشار، هوالملک، (معجم البلدان- ذیل غرشستان) "شار"، لقب مهتر ناحیت غرجستان باشد به خراسان، که در قصبهی پشین نشیند-(از حدود العالم). پادشاه "غرشستان" را در اصطلاح اهل آن بقعه، "شار" خوانند، چنان که "خان" ترکان را، "رأیِ" هندوان را، و "قیصرِ" رومیان را (ترجمه یمینی نسخه چاپی ص 337). پادشاه "غرجستان" را "شار" خوانند.(مجمل التواریخ و القصص) "شار"، پادشاه غرجستان، نزد اعراب معروف بود به "ملک الغرجه" (سرزمین های خلافت شرقی ص 442) با این تصریحات و شواهدی که ذیلا خواهد آمد، مسلما "شار"، همان لقب امیران غرجستان است."
ادامه دارد
ادامه مطلب
تأملی در "هزارستان" شناسی
شوکت علی محمدی
بخش نخست
اهمیت و ضرورت پژوهش:
پیش تر ها که سواد در دراختیار طبقه های خاصی بوده و گسترش همگانی نداشته است. از سوی دیگر ضرورت ثبت نام شهر ها و قریه ها درک نمی شده است. چون آن زمان مردم همه چیز را می دانستند و فکر می کردند تا قاف قیامت این آگاهی پایدار خواهد ماند. بی خبر از آن که زندگی انسان ها پویا است و همواره در حال تغییر. من مطلبی در مورد زادگاهم نوشتم و اطلاعاتی دادم که آقایی نظر داده بود؛ بی کاری بد دریه و این مطالب بیهوده را نوشته ای! یعنی ضرورت ثبت فرهنگ، فولکلور، اطلاعات منطقه ای و... را به در ستی درک نمی کنیم! چون امروز این ها را می دانیم؛ فکر می کنیم تا همیشه چنین خواهد ماند! اگر زایر چینی "هیوانگ تسنگ" به زیارت بودا در بامیان نیامده بود همان اطلاعات روز مره را او ننوشته بود امروز بخش مهمی از تاریخ ملت ما نابود شده بود. اگر علامه کاتب هزاره به دستور عبدالرحمان خان همان اطلاعات روز مره را ثبت نمی کرد؛ امروزه ما بخش مهمی از تاریخ و هویت خود را از دست می دادیم!
نام بسیاری از مناطق هزارستان از ریشه های تاریخی این مردم اصیل و با فرهنگ کهن و باستانی روایت می کند! من و عده ای از دوستان عقیدهی مشترکی در مورد منشاء نژادی مردم شریف هزاره داریم که با پارادایم حاکم در این زمینه متفاوت است و از پشتوانهی علمی قوی بر خوردار است. این نوشته در حقیقت مقدمه ای است برای طرح این تیوری و این نظریه را باور پذیرتر خواهد کرد!
مقدمه:
ادامه دارد
ادامه مطلب






