(با مشارکت عزیز فیاض، تورانی و ذاکر یاسا- داکتر فیلو، فاضل کیانی جاغوری و محمدی)
داکتر فیلو: نقطه قوت کیانی و محمدی نقطه ضعف گوته گی هاست. آن اینکه محمدی و کیانی هزاره را اصل میداند و بر اساس آن تاریخ را تحلیل میکنند. وقوف آنها بر تاریخ و آثار موجود بسیار عمیقتر است. در حالیکه کوته گی از دور یک چیزی در باب منگول و ترک شنیده اند و بدون تحقیق و تامل آنها را تکرار کرده راهی استند چنانکه دیگران هم همین کار را کرده اند. همچنان یک تمایل عمومی در هندوستان به دلیل خاطره مستعمره بودن این است که خود را منتسب به مهاجمین شمالی کنند - تحت عنوان منگول یا اریایی . (برای من توهمی که کوته گی ها در مورد علمی بودن تیوری ترویج شده توسط بریتانیایی ها دارند عجیب است. سر و ته تیوری های موجود را که یک جای کنیم همان آثار منقول ابوالفضل دکنی و بابر نامه و امثال آن است که تحت نظر خود بریتانیا یی ها در هند چاپ و ترویج شدند. در بعضی از این آثار علمی بریتانیایی ها آنها گزارش داده اند که هزاره ها زنان خود را در اختیار مهمانان خود قرار میدهند. این خو یک بحث مفصل است)
کوته گی ها و امثال حاجی کاظم هم یک نقطه قوت دارند و آن این است که آنها یک پروگرام سیاسی دارند و تاریخ نگاری شان بر اساس آن است. رابطه مثبت ترکان افغانستان و ترکیه با هزاره گان و ظلم دیگران بر هزاره ها بنیاد مناسب این پروگرام سیاسی را تیار نموده است. اما کیانی و محمدی یک دورنمای سیاسی عملی را تا هنوز ترسیم کرده نتوانسته اند. البته عمق پروگرام سیاسی کوته گی ها و دورنمای استراتیژیک آن جای سوال جدی است. چون تهداب تاریخ نگاری آنها سست و عکس العملی معلوم میشود. اما بدیل آن چیست؟؟؟؟
تاریخ نگاری محض بدون یک پروگرام سیاسی (خوبتر اگر بلند مدت تر) توهم است. تاریخ نگاری بریتانیایی ها در مورد هزاره ها پروگرام سیاسی خاص خود را داشت که ما شما و کم بیش آن را حدس میزنیم. هیچ تیوری خارج از چوکات یک پروگرام سیاسی بوده نمیتواند.
اگر هر دو طرف نظریات خود را به حیث سخن آخر ندانسته بلکه آن را یک پروسه تحقیقاتی تلقی نمایند آنگاه چانس آن خواهد بود که هر دو طرف در چوکات یک پروگرام تحقیقاتی کار خود را عیار کنند که نتیجه آن را آینده معلوم کند.
نویسنده: عزیز فیاض سه شنبه 5 آبان1388 ساعت: 8:34

ادامه مطلب
میز گرد مجازی؛ هزارگی زبان یا لهجه؟(۲)
(با مشارکت عزیز فیاض و محمد علی تورانی- داکتر فیلو، خرم و محمدی)
در ادامه بحث های وبلاگ امروز و فردا، در مورد زبان هزاره ها، این بحث در بخش نظرات ادامه یافت؛ به دلیل آن که حاوی نکات مهمی است و برخی از حقایق را روشن می کند اکنون یک جا در معرض قضاوت دوستان قرار داده می شود؛ 
نویسنده: Dr. Philo یکشنبه 26 مهر1388 ساعت: 9:43
میخواهم نظریات شما را در یک نقطه جمع کنم و ان اینکه زبان هزاره ها دری یا پارسی یا اریانی است اما این زبانی که ما و شما اکنون به آن نوشته میکنیم زبان تحویلی و تحریف شده فارسی است. زبان تحویلی فارسی بیشتر توسط ترکان و دیگران به شمول دولت ایران ابداع شده است. اگر زبان ادیبان سده های اولیه ما را ببینیم مثل رودکی و فرغانی و ناصر خسرو آنها سوچه هزاره گی است. باید گفت که چیزی که شما لهجه هزاره گی میگویید همان زبان پارسی است که با زبان فارسی فرق میکند.
زبان فارسی ایرانی فعلی چندان نفعی برای ما و شما ندارد.
نویسنده: جامعه نو...محمدی یکشنبه 26 مهر1388 ساعت: 19:2
سلام بر اندیشمند فرهیخته جناب داکتر فیلو!
من باور دارم که زبان هزاره ها گنجینه ارزشمندی است که بیشترین ویژگی زبان اوستایی و سده های سه و چهر هجری را دارد. شما میدانید که زبان یک پدیده پویا است. به همان میزان که پدیده های جدید اجتماعی و تمدنی(فیزیکی یا معنوی) به همان میزان دیگرگونی در زبان نیز ایجاد خواهد شد. در دنیای جدید و حاکمیت رسانه های جهانی زبان هزاره ها در خطر بیشتری قرار دارد که مهاجرت گسترده هزاره ها خطر انقطاع بخش مهمی از فرهنگ شفاهی به دنبال دارد.
من لهجه اصیل هزارگی را همان لهجه مردم بی سواد و کم سواد جامعه هزاره میدانم که بسیاری از این خصوصیات و نه همه شان در آثار شاعران و ادیبان خراسانی هزاره تبار انعکاس یافته است.
بحث اختلاف در لهجه ها و تعیین اصالت آن بحث دیگری است و جای بحث دارد. برخی مانند معلم طارق مالستانی زبان هزاره ها را مغولی میداند و اقدامات غیر علمی دیگر! تشر از اظهار نظر و لطف تا!
نویسنده: حفیظ ا لله خرمی خرم دوشنبه 27 مهر1388 ساعت: 3:37
محمدی گرامی سلام و سالیم باشید
امید زندگی را با لبخند و رنگ همراهی کنید
خوشحالم این کار را کردید، پیش دشتی کردید اگر نه میکردم ههههههه!
محمدی عزیز اتفاقا من هم در صدد همین کار بودم ولی انتظارم سه علت داشت:
1: منتظر جواب اقای فیاض بودم
2: منتظر اعلان خاتمه بحث بودم ، البته با اجازه و سخن تائیدی شما دو دوست گرامی بر اختتام بحث.
3: نظر نهایی خودم را با در نظر داشت تحلیلی علمی و تاریخی شما سروران می نوشتم.
ولی حالا خوشحالم که شما نظریات را خوب جمعبندی و در خدمت دوستان قرار دادید.
محمدی گرامی! بحث را بدون اجازه شما البته با زکر منبع در مزرعه ای فرهنگی امروز و فردا به نشر رساندم، لطفا سری بزن اگر اشتباهی در شیوهء نشر صورت گرفته باشد با خبرم ساز. تشکر! امروز و فردا
نویسنده: محمدعلی تورانی دوشنبه 27 مهر1388 ساعت: 10:17
دوست نھایت گرامی آقای محمدی! سلام 
خدمت جناب عالی عرض گردد اینکہ برداشتی کہ شما از تاریخ دارید،نمی توان آن را تاریخ علمی قلمداد کرد۔ شما برای این کہ زبان ھزارگی را فارسی ثابت کنید، در این مورد نہ تنھا زبان شناسانہ بحث نمی کنید بلکہ تاریخ را نیز جعل کردہ اید، فکرذمی کنم در مورد تاریخ مطالعات شما کاملاً یک جانبہ بودہ بناء براین نوشتۂ شما در مورد تاریخ انعکاس دھندۂ افکار ایرانیان و تاجیکان می باشد۔
ادامه مطلب
(گفتوگوی من و عزیز فیاض)
جناب آقای خرمی خرم در وبلاگ وزین امروز و فردا http://www.imrozfarda.blogfa.com/؛ مقالهای با عنوان آیا گویش هزارگی زبان جدا گانه است، یا یکی از لهجه های گفتاری زبان دری؟ در مورد زبان هزارهها و یکی بودن آن با زبان دری، نوشتهاند که در بخش نظرات، آرای متفاوت و مفیدی داده شد که گفت و گوی من و جناب آقای عزیز فیاض ادامه یافت. به دلیل آن که این مبحث جنبه عمومی دارد و بخشی از حقایق را تا حدودی روشن میکند؛ به عنوان نماینده دو دیدگاه در این این جا نشر میشود. من در آیندهای نزدیک در مورد زبان هزارهها و همسانی آن با زبان اوستایی و نیز خاستگاه نژادی هزاره ها خواهم نوشت. اینک گفت و گوها؛
ادامه مطلب
تأملی در هزارستان شناسی
بخش ششم
هژیرستان
هژیرستان، اجرستان، حجرستان، وجیرستان
این کلمه با املا های گوناگونی گفته و نوشته میشود. با مراجعه به دستگاه زبانی مردم هزاره، روشن میشود که «وجیر، اجر، و حجر» معنایی ندارد. ناگزیر باید اذعان کرد که املای درست واژه، همان «هژیرستان» درست است که به معنای «پسندیده، خوب، نیک زيبا، خوبچهره و خوبروي» آمده است. در دستگاه زبان هزارهها، «ها» از مخرج اصلی تلفظ نمیشود، مانند؛ «هفت، هشت، هفده، هفتاد، هاشم، همان، همه، هیل، هرات و... که به ترتیب؛ اَفت، اَشت، اَبده، اَفتاد، آشم، اَمان، اَمه، ایل، اِرات» تلفظ میشود. روشن است که هزارهها «هژیزستان» را «اَژیرستان» بگویند، اما تحت تأثیر ورود دستگاه آوایی زبان عرب، «ژ» به «ج» بدل شده است که تداول زبانی هزارهها بیشتر اَجیرستان گفته میشود. زبان هزارهها به دلیل آن که از زبان اویستایی به یاد گار مانده، بسیاری از واژهها را با «ی» و «و» مجهول تلفظ میکنند، در حالی که در زبان معیار با «و» و «ی» معلوم گفته و نوشته میشود؛ مانند د«دِگ=دیگ؛ رِِِِِِگ=ریگ؛ دِر=دیر؛ سِر=سیر؛ اِران؛ ایران؛ خاک اِران= خاک ایران؛ و... کلمه «هژیرستان» و «اَجیرستان» نیز در زبان هزارهها با «ی» مجهول تلفظ میشود که هزارهها بیشتر واژهها را به شکل گویش خود مینویسند، یعنی «هژرستان» و «اَجرستان»، که در زبان معیار امروز دری، هژیرستان با «ی» معلوم نوشته و خوانده میشود.
معنای هژیر:
ادامه مطلب
زلزلهي سياسي انتخابات رياست جمهوري در جامعهي هزاره
نتايج انتخابات رياست جمهوري، در هزارستان معادلات معمول و حاكم را به هم ريخته و بسياري از تحليلها و ذهنيتها را دچار سردر گمي كرده است. اكثريت قاطع مردم هزاره در كنار ساير مردم افغانستان به داكتر بشردوست رأي دادند. اين رأي، سوالهايي بر انگيخته كه نياز به تدل بيشتري دارد. انتخابات براي جامعهي ما پياههايي دارد كه بايد به طور جدي به آن توجه شود. اين قلم در صدد است براي واكاوي پرسشهاي مطرح در جامعه تلاش كند تا به شفاف سازي و تحليل مسايل كمك كرده باشد. اين قلم عميقا به فضاي باز تحليل مسائل باور دارد و آن را ضمان انتخاب راه روشن و آگاهانهي اجتماعي ميداند. خوشبختانه، جامعهي فهيم ما از دورهي حاكميت احساس رها شده و تحليل مسئل را با سينهي گشاده ميپذيرند. گفتوگوها و تحليلهاي حلقههاي مشورتي باز و علمي براي سياستگذاري جامعه فراهم خواهد آورد. اين قلم، به طور مطلق كسي را تأييد نميكند. اين قلم به راهي كه مردم انتخاب كرده قلبا ايمان دارد و مردم را از هوشمندي لازم سياسي برخوردار ميداند و عميقا به آراي مردم احترام قايل است. انتخابات رياست جمهوري؛ در جامعهي هزاره حقايق بسياري را عيان كرد و پيامهاي بسياري براي جامعهي ما به همراه داشت.
پرسشهاي اساسي اين نوشتار:
1. چرا هزارهها به داكتر بشردوست رأي دادهاند؟
2. مطالبات مردم هزاره چيست؟
3 . «هويت هزارگي» به چه معنا است؟
4. آيا هزارهها فاقد عقلانيت سياسياند؟
5. چرا فعالان سياسي و برخي از نخبگان، بشردوست را تنها گذاشتند؟
6. همراه شدن با كاروان پيروز، عقلانيت سياسي است، يا فرصت طلبي و بي هدفي؟
ادامه مطلب
قومگرايي چيست؟
در پي پايداري سنت حاكم بر جامعههاي ابتدايي، كه امور بر اساس خوني و قبيلهاي طراحي و اجرا ميشده است؛ تقسيمات و حقوق اجتماعي نيز در اين دايره قابل پيگيري و استيفا بوده است. جامعه افغانستان بسياري از شاخصههاي دنياي ابتدايي را محفوظ داشته كه يكي از دلايل گرفتاري و پسماندگي اين كشور به شمار ميآيد. جامعه جاغوري نيز از اين قاعده مستثنا نيست. جامعه سنتي در برابر نمودها و شاخصههاي دنياي مدرن مقاومت ميكند.
يكي از مشكلات جامعه ما فقدان تفكيك مفاهيم جديد از مفاهيم سنتي حاكم بر جامعه است كه در پي اين خلط مفهومي، قضاوت و اقداماتي صورت ميگيرد و هر كس، از مفاهيم معنايي را در نظر ميگيرد و ديگري را كه مفهومي مغاير او را در ذهن دارد؛ با پيش فرض خود محكوم ميكند. خطرناكتر از همه اين است كه نيروهاي سنتي جامعه و نيز اناني اين مفاهيم را واكاوي نكرده و حوزههاي مفهومي را از هم جدا نكردهاند؛ نمودها، شاخصهها و فرصتهاي مدرن و جديد را به روشهاي ناكارامد سنت برميگردانند و هر روزنهي جديدي را به كورسويي تبديل ميكنند. بسياري از مفاهيمي كه به نحوي اشتراك لفظي و تشابه دارد؛ باهم خلط ميشود كه به قضاوتهاي نا مناسبي منجر ميشود. يكي از اين مفاهيم «قومگرايي» است كه از مؤلفههاي دنياي قديم است.
ادامه مطلب
جمهوری دوم؛ نخبگان پیشرو و نخبگان تابع
موقف جامعهی هزاره در انتخابات ریاست جمهوری دوم با سؤالات و پیچیدگیهای مواجه است که از آن به سادگی نمیتوان گذشت. هزارهها به عنوان یک مجموعهی توانمند و اقلیت قابل توجه، شرایط ویژهای دارد که عدم اعتماد ملی در افغانستان، این مجموعه را در شرایط ویژهای قرار میدهد. در پی همین بی اعتمادی همگانی و هویتجویی هزارهها گفتمانی در دل این جامعه رشد یافت که عدالتخواهی در اساسنامهی همهی احزاب ریز و درشت این قوم، به یک آرمان مشترک درآمده بود که اوج این آرمانخواهی و صحنهی اجرای در دههی هفتاد پس از سقوط رژیم کمونیستی و نا دیده انگاشته شدن این مجموعه از سوی تفکر تمامتخواه هفتگانهی پیشاور نشین بود. هویتجویی و عدالتخواهی در این دوره محوریترین شعار بخش مهمی از فعالان سیاسی جامعهی ما قرار گرفت.
ادامه مطلب
از قومنگاری تا قومگرایی
گاهی برخی از موضوعها مرزهای ظریفی دارد که ظریفان را نیز به اشتباه میاندازد! انسانها ناگزیر تعلقاتی دارند و علاقهها و حوزههای مطالعاتی خاصی. در دنیای قدیم که پاشنهاش بر مدار افراد میچرخیده و فردگرایی حاکم آن زمانها بوده؛ همهی امتیازها نیز در تیول و اختیار از ما بهتران بوده است. بنا بر این حوادثی که بر وفق مراد حاکمان بوده ثبت میشده و بسیاری از حوادث آن گونه نموده میشده است. کشف حقیقت علاقهای است که بسیاری را به سوی خود میکشاند. در گذر تاریخ بسیاری از حقایق وارونه سازی شده و یا به دلیل آن که ابزار ثبت آن در اختیار عدهای بوده، مغفول واقع شده است.
ادامه مطلب
جاغوري؛ علل تعدّد نامزدها و راهکار گريز از بن بست شکست!
جاغوري، از ولسواليهاي بزرگ ولايت غزني باستاني و از نظر قومي به «داي ميرکشه» تعلق دارد، که ريشه در «کشهي غور و زابلستان قديم» دارد. جاغوري در تاريخ افغانستان، نقش مهمي داشته و يک حوزهي فرهنگي به شمار ميآمده است. جاغوري رجال مهم و تأثيرگزاري را در تاريخ کشور داشته است.
جاغوري اکنون نيز از ظرفيت بالاي فرهنگي برخوردار است که بيشترين شمار دانشگاهيان و حوزويان جامعه هزاره و کشور را - به تناسب جمعيتش- به خود اختصاص داده است. پيشينهي روشن و ظرفيت فرهنگي جامعهي جاغوري براي فرهنگيان و فرهيختگان دلسوز جاغوري الزاماتي به وجود ميآورد که بايد از کيان و پيشينهي پر افتخار خود حفاظت و براي ارتقاي پايگاه اجتماعي و کشوري جاغوري متناسب با ظرفيت و توان فرهنگي فرهيختگان خود تلاش کند.
ادامه مطلب
درهم آميزي هويت ملی و مذهبي هزارهها؛
سخنراني شوکت علي محمدي
جلسهاي از سوی جمعی از دانشجویان و طلاب افغانستانی جهت بررسي اوضاع سياسي- اجتماعي افغانستان با حضور مشاور حقوقي رياست مجلس مردمي افغانستان جناب حجت الاسلام و المسلمين عبدالعلي محمدي در مجتمع آموزش عالي حجتيه (حوزه علميه قم) برگزار شد، آقاي شوکت علي محمدي در بارهي «دليل درهم آميزي هويت ملي و مذهبي هزاره ها» سخنراني کرد که در پي خواهد آمد.
.....براي آن که روشن شود چرا هزارهها تا اين اندازه به هويت مذهبي شان دل بستهاند و هويت ملي و مذهبي شان درهم آميخته است؛ به تاريخ گذشتهي هزاهها نقبي ميزنم:
جامعه شناختي مذهبي مردم افغانستان نشان ميدهد که گرايش مذهبي مردم با يک نوع هماهنگي همگاني همراه است. به اين معنا که سران هر طايفه، به هر سوي گرايش يافته؛ قاطبهي آن مردم نيز به همان گرايش مذهبي دل بستهاند. اکثريت قاطع افغانها گرايش مذهبي حنفي دارند. تاجکها و اوزبيکها نيز همين گونهاند. اکثريت قاطع هزارهها نيز به مذهب تشيع گرايش دارند. گرايش قبيلهاي در افغانستان بسيار پر رنگ است. اسلامگراها، کمونيستها و غربگرايان، پيش از همه قبيله گرايند.
ادامه مطلب
تاملی در هزارستان شناسی
بخش پنجم
وَرَس
وَرَس، يکي از مناطق معروف هزارستان است. به گفته آقاي آريان پور، وَرَس يک نوع بوتهي گل است که در اين منطقه وجود دارد. ممکن است اين گياه با آن چه در لغت نامه دهخدا آمده يکسان باشد:
ورس[ وَ ] (ع اِ) اسپرک و آن گياهي است شبيه سمسم و منبت آن بلاد يمن است و بس، مي کارند آن را و تا بيست سال باقي باشد. (منتهي الارب ) (از اقرب الموارد). گياهي است زرد رنگ گويند چون يک سال بکارند ده سال باقي ماند و نبات آن شبيه به نبات کنجد باشد و جامه اي که از آن رنگ کنند پوشيدنش قوت بسيار دهد و آن را به عربي خُص خوانند. (برهان). ورس، ممکن است با ورزگان(با همه ریشه یابی آن) مشترک باشد!
ورَزگان
ورزگان/ارزگان/اروزگان/ورسگان.
ورزگان يکي از 34 ولايت افغانستان است که در جغرافياي تاريخي هزارستان قرار گرفته و اکنون نيزبخش اعظم آن هزاره نشين است. مرکز اين ولايت شهر «ترينکوت» مي باشد. ورزگان ساحه وسيعي را در شمال شرق قندهار تشکيل مي دهد. در چند سال اخير، بخش مهمي از از اين ولايت جدا شده و ولايت جديدي به نام «دايکندي» تشکيل شده است. شايسته بود؛ نام اين ولايت را «وَرَزگان شمالي» ناگذاري ميکردند.
ادامه مطلب
نامه برازنده به سلطان محمود غزنوي ترک تبار
اين شعر، مضمون نامهي فرمانرواي غرجستان، «برازنده» است که سلطان محمود غزنوي در جريان جنگ غور و غزنه، نوشته است.
اين شعر را جوان پر تلاش، جناب آقاي چمن علي رضايي، يکي از دوستان و ارادتمندان آقاي آريان پور، چند سال پيش در اختيار اين جانب گذاشته بود. اين شعر را آقاي آريان پور از کتاب قديمي و چاپ نشدهي «تاريخ منظوم زابلستان»، که نزد اکبر خان نرگس، از خوانين پنجاب داي زنگي بوده؛ نوشته است.
برازنده بنوشت نامه يکي
که اي «ترک» نادن مکن خود سري!
همي خواهي از من که باژت دهم؟
گمان کردي از لوليان کمترم؟
ادامه مطلب
فيل مولانا؛ يا قانون احوال شخصيه؟
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
تأملی در هزارستان شناسی
بخش چهارم
دی یا دای؟
بسیاری از اقلیم هزارستان با پیشوند "دی" نامیده می شود مانند دی زنگی، دی کندی، دی میر داد، و...که دلیل نام گذاری این سرزمین ها بر گرفته از نام مردمان و اقوامی است که در این جا ها زندگی می کنند. بسیاری از تیره های هزاره نیز با پیشوند «دی» نامیده شده اند مانند دی زنگی، دی کندی، دی میر داد، دی چوپان، دی میرک شه(که به اشتباه و به دلیل رسم الخط چسبان قدیمی، دی میرکشه تلفظ می شود)، و...
در مورد ضبط درست واژه «دی» یا «دای» بحث هایی صورت گرفته و احتمالاتی داده شده است؛
ادامه مطلب
تأملی در هزارستان شناسی ۳
شار زایده

عکس قریه شار زایده "جاغوری"
شار زایده قریه ای در "جاغوری" حد فاصل "قره باغ" قرار دارد که مردم
"شارزیده" تلفظ می کنند، اما کاتبان ما – متأسفانه-"شهر زایده" می نگارند. این مورد به روشنی بیشتری، دلالت داد که این منطقه، منسوب به "شار"ها است. هیچ گونه نمودی از "شهر" در این منطقه وجود ندارد. علاوه بر این، کلمه "زایده"، در عرف جامعه ما تلقی خاصی دراز، ک هدر عرف عام "زیده" تلفظ می شود و مراد، انتساب نسبی است. می توان گفت که یکی از "شارزادگان" در آن جا زندگی می کرده است و یا جمعی که از نظر نسب به شارها، منتهی می شده، این نظر از آن جهت، قوت بیشتری دارت که در حوالی این منطقه کوهی به اسم "شار" است که شاید یکی از "شارها" در آن، زندگی می کرده است و یا به یاد شارها، نامیده شده است. "شار"، چه به معنای قله باشد یا شهر، نمی تواند در این جا تلقی صحیحی باشد، چون قلعه زاده و شهر زاده معنایی ندارد.
کوه شار:
ادامه مطلب
بخش دوم
شار:
واژهی "شار"، کلمهی اصیل دری است که در پسوند یا پیشوند نام اقلیم مختلف سرزمین هزارستان رایج است که پرده از هویت، اصالت و منشاء نژادری این مردم بر می دارد! در آغاز مستند های تاریخی و متون کهن و معنای لغوی "شار" را بررسی خواهم کرد؛ سپس نقبی به ریشه تاریخی و نسبت آن با هویت و منشاء نژادی هزاره ها خوهم زد؛
شار: "پادشاه غرجه بود.(لغت فرس) نام پادشاه غرجه باشد (اوبهی). پادشاه غرجستان را نامند، چنان که پادشاه ترکستان را، "خان" و پادشاه چین "فغفور" و پادشاه ایران را "کی" و پادشاه روم را، "قیصر" و پادشاه هند را، "راجه " و "رانا" خوانند (فرهنگ سروری). الشار، هوالملک، (معجم البلدان- ذیل غرشستان) "شار"، لقب مهتر ناحیت غرجستان باشد به خراسان، که در قصبهی پشین نشیند-(از حدود العالم). پادشاه "غرشستان" را در اصطلاح اهل آن بقعه، "شار" خوانند، چنان که "خان" ترکان را، "رأیِ" هندوان را، و "قیصرِ" رومیان را (ترجمه یمینی نسخه چاپی ص 337). پادشاه "غرجستان" را "شار" خوانند.(مجمل التواریخ و القصص) "شار"، پادشاه غرجستان، نزد اعراب معروف بود به "ملک الغرجه" (سرزمین های خلافت شرقی ص 442) با این تصریحات و شواهدی که ذیلا خواهد آمد، مسلما "شار"، همان لقب امیران غرجستان است."
ادامه دارد
ادامه مطلب
در پی انتشار دوبیتی های زخمی در این وبلاگ؛ شاعر ارجمند وطن جناب نورالله وثوق، دوبیتی های زیر را فرستاده اند که با سپاس از ایشان، نشر می شود.
سربزیران
بلندای صدا را پست کردند
به پستی با هوس پیوست کردند
از آن رو پیش یاران سر بزیرند
که شوق دشمن بد مست کردند
ادامه مطلب





