تبليغاتX
NEW SOCIETY جامعه نَو

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

ویب نوشت های شوکت علی محمدی شاری

جمعه 1391/02/29
م : ادبستان ن : shavkat ali mohammadi shari

فراموشی مفاخر ادب پارسی، خواست دشمنان فرهنگ مشترک ماست/ جوابیه استاد محمد کاظم کاظمی به خبرگزاری مهر

 

جوابیه استاد محمد کاظم کاظمی به خبرگزاری مهر

 در پی غوغاسالاری خبرنگار خبرگزاری مهر، نشست «غزنه، میراث مشترک فرهنگی جهان اسلام»، درکاظمی سایت‌ها و مطبوعات ایران بازتاب وسیع و تحریف شده داشت که موضع‌گیری‌هایی بر این بنیاد کج فهمی و تعصب همراه داشت. این هیاهوی هیچ‌محور، برخی از حقیقت‌ها را آشکار ساخت و زنگ خطر جدی مبنی بر ضرورت ریشه‌ها و هویت تاریخی را به صدا در آورد. اگر پارسی زبانان نگاه فرهنگی به مفاخر فرهنگی نداشته باشند و جغرافیای فرهنگی را از جغرافیای سیاسی تفکیک نکنند، مفاخر فرهنگی، تاریخی و زبانی در کشمکش‌های نابخردانه گم خواه شد. دو دیگر آن که در میان ما بیشتر متضرر خواهیم شد، چون اراده‌های داخلی و فرامرزی بر آن تعلق گرفته شکوه تاریخی  ام‌البلاد، دارالاولیا، عروس‌البلاد، قبةالاسلام، ورجمکرد، ایرانویج، هرابرزئی‌تی، زابلستان و.... به فراموشی سپارند. آشنایی نوجوانان و جونان با فرّفرهنگ و تاریخ و احیای هویت تاریخ به خودآگاهی فرهنگ محورانه نیاز جدی دارد.

نوشته استاد محمدکاظم کاظم بر بسیاری از دغدغه‌ه‌ی جدی انگشت گذاشته و فرهیختگی جغرافیای فرنگی پارسی به مدد خواسته است. نوع نگرش عرب‌ها در مورد جغرافیای فرهنگی خیلی جالب و پند آموز است؛ عرب‌ها همه‌ی کسانی که به زبان عربی سخن بگویند و بنویسند داخل این جغرافیا می‌دانند، بر این اساس، از نظر آنان سیبویه، کسایی مروزی، ابوعلی سینا و... را عرب می‌دانند، آیا ما نباید خاستگاه اصلی و گویندگان اصلی زبان پارسی را شریک میراث گذشته پارسی بدانیم؟ جواد خاوری پرسیده بود که اگر آنچه که در غزنه و بلخ و هرات تولید شده شریک هستید ما نباید شریک شاهنامه باشیم؟ هشتاد در صد محتوای شاهنامه از افتخاراتی سخن می‌گوید که در داخل خاک افغانستان کنونی رخ داده است، باید متعلق به ما باشد، آیا می‌شود گفت ما شاهنامه بخوانیم و بر شکوه پارین غزنه و بلخ و هرات و بامیان و سمنان اشک نریزم؟ کتاب حافظ و سعدی کتاب درسی مکتب‌خان‌های ماست، حافظ و سعدی شیرازی آن چنان که در افغانستان جاذبه دارد و هر افغانستان بسیاری از غزل‌های حافظ و سعدی را حفظ‌ هستند در یاران چنین نیست! آیا نباید حافظ را متعلق انسان افغانستانی که با حافظ زیسته و پا به پای حافظ اشک ریخته دانست؟!

در این مورد سخن بسیار است که در مجال دیگر خواهم گفت. فرهیختگان افغانستانی نیز در تصحیح این پندار قلم زدند که جناب آقای محمدجواد خاوری و محمدکاظم کاظمی را می‌توان نام برد. اینک این شما و این سخنان استاد کاظمی:

خبرگزاری مهر ـ گروه فرهنگ و ادب: محمدکاظم کاظمی، شاعر افغان و مقیم ایران در حاشیه واکنش خبرگزاری مهر و بعضی مطبوعات ایران نسبت به تجلیل از غزنی و غزنویان در سرای اهل قلم با ارسال یادداشتی به این خبرگزاری، درباره گزارش مهر اظهار نظر کرده است که متن کامل این یادداشت از نظر شما می‌گذرد:

کاظمی: متأسفانه گاه می‌بینیم که در رسانه‌ها و خبرگزاری‌های ایران، تجلیل و تمجید مفاخر ادب فارسی در خارج از ایران، به چشم یک «خطر» نگریسته می‌شود و فوراً نسبت به آن هشدار می‌دهند، در حالی که خطر اصلی این است که این مفاخر در آن سرزمین‌ها از یاد بروند، چنان که خواست دشمنان این فرهنگ مشترک نیز همین است.



پنجشنبه 1391/02/28
م : ن : shavkat ali mohammadi shari

گزارش انجمن دوستی ایران و افغانستان از غزنه میراث مشترک

ضرورت تولید کتاب برای تقویت مشترکات فرهنگی ایران و افغانستان

گزارش منصفانه انجمن دوستی ایران و افغانستان از نشست غزنه؛ میراث مشترک!

http://www.ibna.ir/images/docs/000137/n00137272-b.jpg

شوکت‌علی محمدی، نویسنده و پژوهشگر افغان، غزنی را نمادی از تاریخ و فرهنگ کهن ایران باستان برشمرد و گفت: اگر غزنی به عنوان کشور فرهنگی افغانستان انتخاب شده است و منشا تولید علم و فرهنگ در سرزمین و در جهان اسلام به شمار می‌رود،در تاریخ، فرهنگ و تلاش‌های خردمندانه بزرگ‌مردان این سرزمین ریشه دارد.

وی اظهار کرد: غزنی یکی از شهرهای باستانی افغانستان محسوب می‌شود که در دوره های مختلف نام‌های گوناگونی را تجربه کرده است. اَرووا و زابلستان برخی از این نام‌ها را تشکیل می‌دهند. آن‌گونه که از تاریخ گذشته این سرزمین برمی‌آید، غزنی مرکز زابلستان است. زابلستان در دوره حاکمیت به دست رستم کیانی بود. این سرزمین در نقطه‌ای از تاریخ، سیستان نامگذاری و در دوره‌ای دیگر کاسه‌رود نام گرفته که محل جنگ‌های رستم بوده است.

محمدی ادامه داد: آن‌گونه که در منابع آمده است، نویسندگان نمی‌دانند که کاسه‌رود کجاست اما فردوسی در شاهنامه، کاسه‌رود را به گونه‌ای توصیف می‌کند که نمی‌تواند به دور از دَشت‌رود باشد. یکی از مناطق تاریخی که ریشه‌های فرهنگی زابلستان را به تصویر می‌کشد، خِردرود است. اگر اندک نگاهی به تاریخ فرهنگی این سرزمین بیاندازیم، متوجه می‌شویم که در ترویج فرهنگ کشور افغانستان بسیار موثر بوده است. مهمترین متن فرهنگی این سرزمین اوستا نام دارد. در کتاب «درٌ اوستا» به لهجه غزنی به این موضوع اشاره شده است.

وی اظهار کرد: وجود یک یا دو حرف بیشتر در زبان اوستا نسبت به زبان فارسی در سایر کشورها مانند پاکستان نشان‌دهنده وارث بودن زبان فارسی از زبان اوستایی است.



دوشنبه 1391/02/25
م : ن : shavkat ali mohammadi shari

متن سخنرانی آقای شوکت‌علی محمدی در «نشست غزنه میراث مشترک جهان اسلام»

نشست «غزنه میراث مشترک جهان اسلام (ایران و افغانستان)» در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به همت «سرای اهل قلم» در روز جمعه 20/2/1391 با حضور کارشناسان و محققان افغانستانی آقایان قنبر علی تابش شاعر و منقتد ادبی، شوکت‌علی محمدی و اسدالله امیری رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی افغانستان در تهران و جناب مولوی کرخی برگزار شد.شوکت علی محمدی

 متاسفانه این نشست، با انعکاس غیر حرفهای خبرنگاران، به ویژه با مهری خبرگزاری مهر، با تعصبهای غیر تحقیقی بازتاب یافت که خبرگزاریها و صدها سایت ایرانی موضع نادرستی گرفتند و تعبیرهایی مانند «شاهنامه زیر گوش مسئولان ارشاد به یغمای افغان‌ها رفت!»؛ «شاهنامه‌ای که افغان‌ها به یغما بردند!»؛ «کارشناسان افغانستان میراث معنوی ایران را به غزنی نسبت دادند»؛ «ایرانی‌ها کوتاه نیامدند»؛ «در غیاب ایرانیها»؛ «دعوت به مناظره» و.... لازم است خبرنگار عرصه فرهنگ و ادب، افزون بر دانش ژورنالیستی اندکی از تاریخ فرهنگ و ادبیات یک جغرافیای فرهنگی آگاهی اولیه را داشته باشند. خبرنگاران مهر جغرافیای فرهنگی و سیاسی را تمیز ندادند و با هیاهوی ژورنالیستی پوشش دادند. خبرنگاران مهر با برافروختگی خواستار مناظره میان سخنرانان و کارشناسان و صاحب نظران ایران شدند که سخنرانان نیز از آن استقبال کردند. با اعتراف غیر کارشناس بودن این خبرنگاران؛ متاسفانه خبرهای غیر واقعی و لحظه به لحظه منتشر کرده‌اند. خبرنگاران عزیزی که خود اعتراف دارند که کارشناس و متخصص عرصه فرهنگ و تاریخ و ادبیات نیستند چگونه با خبرهای التهاب آمیز فضای دوستی دو ملت را متشنج می‌کنند؟ اینک متن سخنرانی آقای شوکتعلی محمدی را برای قضاوت خوانندگان میآوریم:

[جغرافیای تاریخی و فرهنگی غزنه باستان]

دومین سخنران آقای شوکت‌علی محمدی بود که در باره «جغرافیای تاریخی و فرهنگی غزنه باستان» صحبت کردند و با تشکر از برگزار کنندگان نشست غزنه میراث مشترک جهان اسلام، سخنانش را آغاز کرد:

غزنه، نماد مقطعی از تاریخ و فرهنگ کشورمان است. اگر غزنی به عنوان مرکز فرهنگی جهان اسلام انتخاب شده است؛ اگر غزنی روزگارانی شکوه و جلال جهانی داشته است؛ و اگر غزنی منشأ و مصدر تولید علم و فرهنگ در یک مقطع درخشان تاریخی در سرزمین ما و در جهان اسلام بوده است؛ این نهال پربار و این درخت کهن ریشه در تاریخ و فرهنگ و تلاشهای خردمندانه بزرگمردانِ این سرزمین داشته است. من در مورد «جغرافیای تاریخی و فرهنگی غزنه در دوره ایران باستان» بحث میکنم. امیدوار هستم این بحث، دریچهی تازهای بر روی نوجوانان و جوانان سرزمین ما و پنجرهی نوینی بر دیدگان دو ملّت بگشاید و از یک روزنه واحد، به جهان فرهنگی غزنه بنگریم.



دوشنبه 1391/02/25
م : ادبستان ن : shavkat ali mohammadi shari

غزنه؛ میراث مشترک و خبرگزارهای غیر حرفه‌ای/ مصاحبه شوکت علی محمدی با خبرگزاری مهر

شکل‌گیری شاهکارهای زبان فارسی در بستر تمدن غرنه حرف گزافی نیست!

نشست «غزنه میراث مشترک جهان اسلام (ایران و افغانستان)» در بیست و پنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به همت «سرای اهل قلم» در روز جمعه 20/2/1391 با حضور کارشناسان و محققان افغانستانی آقایان قنبر علی تابش شاعر و منقتد ادبی، شوکت‌علی محمدی و اسدالله امیری رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی افغانستان در تهران و جناب مولوی کرخی برگزار شد.

متاسفانه این نشست، با انعکاس غیر حرفه‌ای خبرنگاران، به ویژه با مهری خبرگزاری مهر، با تعصب‌های غیر تحقیقی بازتاب یافت که خبرگزاری‌ها و صدها سایت ایرانی موضع نادرستی گرفتند و تعبیرهایی مانند در غیاب ایرانیان/ کارشناسان افغانستان میراث معنوی ایران را به غزنی نسبت دادند.؛ «شاهنامه زیر گوش مسئولان ارشاد به یغمای افغان‌ها رفت!/ ایرانیان کوتاه نیامدند»؛  «شاهنامه‌ای که افغان‌ها به یغما بردند!»؛ و... لازم است خبرنگار عرصه فرهنگ و ادب، افزون بر دانش ژورنالیستی اندکی از تاریخ فرهنگ و ادبیات یک جغرافیای فرهنگی آگاهی اولیه را داشته باشند. خبرنگاران مهر جغرافیای فرهنگی و سیاسی را تمیز ندادند و با هیاهوی ژورنالیستی پوشش دادند.

خبرناگاران مهر با برافروختگی خواستار مناظره میان ما و کارشناسان و صاحب نظران ایران شدند که ما نیز از آن استقبال کردیم. با اعتارف غیر کارشناس بودن این خبرنگاران؛ متاسفانه خبرهای غیر واقعی و لحظه به لحظه منتشر کرده‌اند. خبرنگاران عزیز! خود اعتراف دارید که کارشناس و متخصص عرصه فرهنگ و تاریخ و ادبیات نیستید چگونه با خبرهای التهاب آمیز فضای دوستی دو ملت را متشنج می‌کنید؟

من برای رفع سوء برداشت خبرگزاری مهر، مصاحبه‌ای با آنان انجام دادم که آن را نیز عنوان ژورنالیستی زدند؛ حالا متن آن گفت و گو از نظر تان خواد گذشت. متن سخنرانی من نیز به زودی منتشر خواهد شد:

متن مصاحبه شوکت علی محمدی با خبرگزاری مهر

 یک محقق افغان گفت: زبان فارسی سال‌ها در افغانستان تحت فشار بوده و حکومت و نیروهای افغان سعی داشته‌اند زبان فارسی را از این سرزمین حذف کنند،‌ اما نمی‌شد چنین کاری کرد. سلطان محمود هم دوبار تلاش کرد زبان دیوان و دفتر این سرزمین را به عربی برگرداند ولی نتوانست.



چهارشنبه 1391/01/30
م : هزاره، غور و غرجستان ن : shavkat ali mohammadi shari

توغ کین بز چینی ره، توغ کین بز چینی ره

نگاه کوتاه بر کارتون بُـزِ چـینـی

(گرامی­داشت یاد شهید حسین علی یوسفی و دیگر سازندگان کارتون)

نام کارتون: بز چینی

نویسنده‌ی فیلم­نامه: حسین علی یوسفی

کارگردان: عباس چنگیزی

منتشر شده در جمهوری

-          بود، نبود بودگار بود/ قلوخ نبود شُدیار بود...
 
افسانه­ی بز چینی، از نظر محتوایی پیام پاکی، درست­کاری، شجاعت و ظلم ناپذیری را به بینندگان منتقل می­کند. هنگامی که بز چینی متوجه می­شود بزغاله­هایش طعمه‌ی فریب­کاری و ددمنشی گرگ شده، با خود اتکایی غرور آمیزی، تدبیر خردمندانه­ای می­سنجد و خود را تجهیز می­کند و از امکانات خود به نیکوترین صورت استفاده می­کند و دشمن را ناکام گذاشته، حق ضایع شده­ی خود را پس می‌گیرد. این داستان در دامنه­ی کوه بابا و پیش مجسمه­های «سرخ­بد» و «خینگ­بد» بامیان ثبت شده و فرهنگ و تمدن باستانی هزارگی را نشان می­دهد. در این انیمیشن، ظرافت‌های فرهنگ رفتاری و نوع تعامل هزارگی تصویر شده است که پرداختن به همه آن از مجال این نوشته بیرون است. یکی از ظرارفت‌هایی که توجه شده ثبت مالکیت‌های هزارگی برخی از سرزمین‌های غصب شده هزاره‌هاست مانند کوه بلم قاش گزگ، که از جاهای غصب شده است. شهید یوسفی با ظرافت تمام ثبت و جاونه کرده که این سرزمین نیز مانند کابل، زابلستان، بلخ، مرو، بست، زمین‌داور، دهراوت، رخج و... بی‌سند نشود و از یاد نسل‌های پسینی نرود!

برچسب‌ها: بز چینی, کارتون, لهجه, هزارگی


چهارشنبه 1391/01/02
م : فرهنگ و جامعه ن : shavkat ali mohammadi shari

سیری کوتاه بر پیشینه و آیین­های نوروزی در افغانستان

نوروز؛ سرگاه بهار

پیشواز بهار

افغانستان امروز در تاریخ کهن به نام «هنیره»، «اییران وییجه» و «خراسان» یاد می­شده است. این کشورسال نو مبارک! در دو سده­ی اخیر به نام افغانستان مشهور شده است. افغانستان وارث فرهنگ اصیل و تاریخ پر افتخار ایران کهن و خراسان است و بدون آن کالبد بدون روح خواهد بود. مردم شریف افغانستان علی رغم اراده­های سیاسی فرامرزی و استعماری، فرهنگ اصیل خود را حفظ کرده و در بسیاری از موارد خردمندانه آن را با مظاهر جدید دینی خود هماهنگ ساخته­اند. قدیمی ترین فرهنگ­های مردمی و ملی این سرزمین در قالب فرهنگ ملی و خرده فرهنگ­های محلی محفوظ مانده است. افغانستان زادگاه ادیان تاریخی «مهر پرستی»، «میترایی»، «ودایی»، «زردشتی» و... بوده است که بسیاری از مظاهر فرهنگی ادیان گذشته­ی مهرپرستی، ودایی، زردشتی، بودایی و... در فرهنگ رفتاری این مردم موجود است.

افغانستان زادگاه کهن ترین میراث مکتوب بشری است. «ریگ بید» یا ریگ ودا، در سرچشمه­ی رود سَرَسوَتی (به تعبیر ریگ بید) یا رود هَرَخوَتی (به تعبیر اوستا) یعنی در منطقه­ی «بهسود» افغانستان کنونی سروده شده است. این کتاب مهم ترین منبع زبان شناختی مردم شریف افغانستان است که بسیاری از مظاهر فرهنگی این آیین در میان مردم بومی و محلی یعنی «هزاره­های» افغانستان موجود است. کتاب دینی زردشت، «اوستا» نیز در کناره­ی «رود دایتی» که از «بند امیر بامیان» سرچشمه می­گیرد سروده شده است. مردم بومی و محلی زادگاه این دو میراث فاخر زبان دری بیشترین ویژگی­های زبانی این دو کتاب را حفظ کرده­اند. اصیل ترین لهجه­ی زبان پارسی در گفتار مردم محلی و زادگاه این دو کتاب موجود است. دانشمند ارجمند استاد نجیب مایل هروی به نکته در کیهان فرهنگی پرداخته است.



یکشنبه 1390/12/07
م : ادبستان ن : shavkat ali mohammadi shari

اشک خونین هیرمند (یاداشتی بر دفتر شعر دل خونین انار، سروده قنبر علی تابش)

دل خ و ن ی ن انار

سروده­ی قنبرعلى تابش

طرح جلد: طیبه امینی

ویرایش و صفحه آرایی: محمد کاظم کاظمی

تیراژ: 3000 نسخه

انتشارات صبح امید- کابل.

منتشر شده در جمهوری

دل خونین انار- سروده تابش

تا تابش با غزل دورتر از چشم اقیانوس و دوختر هندو باورشد، با آدمی پرنده نیست مضمون پرداز شناخته شد و می­شود در دل خونین انار، او را شاعر «هویت» گفت!


برچسب‌ها: نقد, نقد شعر, نقد ادبی, هویت, هویت ملی, سرزمین, تابش


سه شنبه 1390/04/21
م : ن : shavkat ali mohammadi shari

«اود قل» و «کوه اود»/ «وود قل» و «کوه وود»

تاملی در جغرافیای تاریخی غور و غرجستان

«اود قل» و «کوه اود»/ «وود قل» و «کوه وود»

«اود قل» و «کوه اود»، دو منطقه ای در جاغوری است. اولی در سمت جنوب شرق و دومی در تقریبا در ناوه اصلی و منطقه حصار خدایداد قرار دارد.  در قله کوه اود، قلعه مستحکمی قرار دارد که تسخیر نا 1پذیر است و تا هنوز کمتر کسی توانسته بر قله آن برود. افسانه های زیادی از تسخیر ناپذیری این قلعه در زبان مردم محل جاری است که نیازمند ثبت است.

یکی از راه های درست و قابل اعتماد شناخت واژه های هزارگی و به تبع آن هویت مردم هزاره، رجوع به فرهنگ گفتاری و زبانی خود هزاره ها است. برخی از نویسندگان ما با پیش فرض ترک پنداری هزاره ها، واژه هایی را که نتوانند در منابع دم دست و خزانه ی ذهنی شان پیدا کنند فورا، حکم می دهند که این واژه ترکی است. دو واژ ای که هم زمان در زبان هزاره ها و ترک ها و مغول ها وجود دارد؛ باید از راه های علمی تعیین اصالت کرد. باید منابع قدیمی هر دو زبان را دید که کدام در منابع قدیمی تر آمده است. متاسفانه، برخی بدون مراجعه به فرهنگ شفاهی و گفتاری و یا منابع قابل اعتماد علمی اصالت واژه ها تعیین می کنند.

هزاره ها، وارث اصلی زبان ودایی و اوستایی اند و اصیل ترین لهجه زبان پارسی دری، متعلق به هزاره ها است. به دلیل آن که هزاره ها گوینده اصلی این زبان اند، دارای دو زبان گفتاری و نوشتاری اند. به این معنا که بخشی از واژگان زبان هزاره ها وارد زبان نوشتاری شده و به فرهنگ مکتوب تبدیل شده و به دیگران - که این زبان را از راه متن های مقدس ودا و اوستا یاد گرفته اند- منتقل شده است. بخش مهمی از زبان هزاره ها وارد زبان نوشتاری نشده و تنها در سینه های مردم هزاره ذخیره شده است. زبان پدیده ی پویا و تحول پذیر است. چه بسا با پیشرفت زمانه، برخی از واژه ها از رونق بیافتد. برخی از واژه در نام مناطق محفوظ مانده که نشانگر هویت تاریخی و فرهنگی ما است.

یکی از این گونه واژه ها، «اود قل» و «کوه اود» است. جناب حاج کاظم یزدانی، این واژه را به گونه «اوت قل» نوشته و آن را ترکی دانسته است. مدرک و استدلالی هم نیاورده که چگونه تعیین اصالت کرده است؟



جمعه 1390/04/03
م : ن : shavkat ali mohammadi shari

سوء استفاده نوای آشنا از غرفه افغانستان در جشن جهانی نوروز

سوء استفاده نوای آشنا از غرفه افغانستان در جشن جهانی

(مصاحبه با محترم عبدالکریم افضلی؛ یکی از مدیران غرفه افغانستان در جشن جهانی نوروز)

جاغوری یک: جناب آقای افضلی خود را معرفی کنید؟

افضلی: عبدالکریم افضلی هستم، اوایل نوجوانی به جمهوری اسلامی ایران مهاجرشدم و با زحمات فروان و به طور شبانه در رشته تجربی دیپلم گرفتم و دوره کوتاه مدت و یا کار دانی پزشکی را شرکت کرده ام!

جاغوری یک: شما یکی از مدیران غرفه افغانستان در جشن جهانی نوروز بودید؛ از فعالیت فرهنگی غرفه افغانستان بگویید؟

افضلی: مدیریت غرفه افغانستان به من و جناب آقای شوکت علی محمدی پیشنهاد شد؛ اگر چه وقت کمی داشتیم اما فعالیت فرهنگی چشم گیری انجام شد که به گونه فهرست وار عرض می کننم؛



جمعه 1390/03/27
م : هزاره، غور و غرجستان ن : shavkat ali mohammadi shari

تعامل هزاره ها و تشيع

تعامل هزاره ها و تشيع

شوکت محمدی

مذهب، بخشی از هویت انسان است. این قلم در این فرصت تعامل هزاره را با مذهب منتخب شان در فرایند تاریخ بررسی کرده است. در نوشته های آینده بخش ها و مولفه های دیگری از هویت هزاره ها را خواهد کاوید. اين نوشته در صدد است به پرسش­هاي زير به اختصار پاسخ دهد؛ «هزاره» کيست؟  «تشيع» چيست؟ چرا هرازه­ ها تشيع را پذيرفتند؟ تعامل هزاره ها و تشیع چگونه بوده و خدمات متقابل هزاره و تشيع کدامند؟

الف. هزاره

جغرافياي تاریخی و تبار هزاره

هزاره­ها مردمي بومي « هنيره »، « اَئيران وئيجه »، « زابلستان »، « غرجستان »، « غور » و يا « غورستان » اند که امروزه بخش کوچک آن به نام « هزاره­جات » و هزارستان ياد مي­شود. در هزاره ­جات کنوني آثار تاريخي دوره­هاي پيشدادي، کياني، ورازگانی، شاري و غوري فراوان وجود دارد که نشان­گر زيست محيط بوميان هزارگي اين سرزمين است.

هزاره­ ها از نسل آريان هوشنگ پيشدادي بامياني اند، که سلسله­ ي پيشداديان نياي بزرگ هزاره اند که پاي­ تخت شان در باميان بوده است. تنديس­ هاي « سرخ­بُد » و « خِنگ بُد » باميان يادگار دوره ­ي پيشدادي هزاره و تنديس شاهزاده پيشدادي و معشوقه « ريو شاري » اوست! « شهر ضحاک »، يکي از شاهان پيشدادي هزاره هم اکنون نيز در باميکان (باميان) قرار دارد.

سلسله دوم شاهان هزاره،  سلسله کيانيان است که از اعقاب پيشدادي­اند و « بلخ بامي » را پاي­تخت شان قرار دادند! قلعه « هژير بن گودرز وزير کي­کاووس» در هژيرستان (دايه و فولاد) قرار دارد و « شهر فرود » يا همان « ناي لامان زابلستان » در جاغوري قرار دارد؛ شاران و شيران غرجستان؛ ورازبندگ­ ها يا ورازها و يا برازها؛ سلسله­ هاي شنسباني؛ آل کرت؛ صفاريان، غوريان، و.... از پيشينيان هزاره اند.



جمعه 1390/03/13
م : ادبستان ن : shavkat ali mohammadi shari

گفتگوی سایت همزبانی(فرهنگستان زبان پارسی) با شوکت علی محمدی

هویت ما همین زبان است؛

گفتگوی سایت همزبانی (فرهنگستان زبان پارسی با شوکت علی محمدی:

 شوکت علی محمدی در سال ۴۸ در افغانستان به دنیا آمد. دارای مدرک کارشناسی ارشد برنامه ریزی آموزشی و درسی و کارشناسی ارشد در رشته فقه و معارف اسلامی – با گرایش علوم قرآن و حدیث- است که عنوان پایان نامه وی «پرتو نبی(قرآن) در شعر دری» است. هشت سال سردبیر فصلنامه بلاغ بوده و اکنون دبیر بخش فرهنگ و ادب این فصلنامه است.  از وی بیش از شصت مقاله منتشر شده است که «شعر آوارگی و پایداری» و «وحیانیّت الفاظ قرآن» از جمله آن ها می باشند. آنچه در ادامه می خوانید گفتگوی همزبانی با ایشان است.

همزبانی: آقای محمدی چند سال سردبیر فصلنامه بلاغ بودید؟
محمدی: من هشت سال سردبیر فصلنامه بلاغ بودم و چون فضای من فضای دموکراتیک است، من داوطلب سردبیری نشدم و دبیر بخش فرهنگ و ادب بلاغ هستم که چهارده سال از انتشار آن می گذرد


چهارشنبه 1390/02/28
م : پرورشی ن : shavkat ali mohammadi shari

جشن الفبا؛ سپاس گزاری نعمت خواندن و نوشتن

جشن الفبا؛ سپاس گزاری نعمت خواندن و نوشتن

پایه توسعه تعلیم و تربیت است. عده ای از دوستان ما از این که فرزندان جامعه را میفرستند تربیت معلم ناراحت اند؛ اما من یکی خیلی خوش حالم؛ نتیجه این سیاست آن خواهد شد که پایه های توسعه و آینده از آن ما باشد! دانشجویان جامعه بیش از حد به رشته های حقوق، علوم سیاسی و جامعه شناسی رو آورده اند که بازارش اشباع شده است!


جشن الفبا- حامد محمدی

غرضم آن است که آموزش کشور ما با همسایگان ما خیلی فاصله دارد. آموزش روشنمد نتیجه خوبی دارد! تا زمانی وضع معارف ما این است که صنف پنجمیش خط کتاب را نتواند بخواند؛ تغییری در رو بنا ها ایجاد نخواهد شد! حالا با دوره ما فرقی هم نکرده!


دوشنبه 1390/02/12
م : ن : shavkat ali mohammadi shari

متن سخنان شوکت علی محمدی در نشست علمي «پرخاشگري؛ عوامل، پيامدها و راهكارها»

نشست علمي «پرخاشگري، عوامل، پي‌آمدها و راهكارها» در مجتمع آموزش عالی فقه برگزار شد

گروه گزارش: دوازدهمين نشست علمي انجمن علمي-پژوهشي اخلاق و تربيت، با موضوع پرخاشگري، عوامل و پي ‌آمدها و راهكارها، با تأكيد بر دوره­ی كودكي و نوجواني، در سالن شهيد مطهري مجتمع آموزش عالی برگزار شد.

به گزارش مركز خبر و اطلاع ‌رساني جامعه‌ المصطفي، در اين نشست، كارشناسان امور تربيتي، حجج اسلام «شوکت علی محمدي» « صادق عادلي»، «عارف رضايي» و «اصغر فضيلت» حضور يافتند و به تبيين عوامل تأثيرگذار در شكل گيري و پيدايش پرخاشگري به عنوان اختلال رفتاري كه مي‌تواند پيامدها و تأثيرات منفي بر فرد و جامعه بگذارد، پرداختند و همچنين راه‌هاي كنترل و مهار و نيز پيش گيري و درمان اين موضوع به عنوان راهكارهايي برای سلامت جامعه بررسي شد.

در اين نشست، «حجت الاسلام والمسلمين رجايي» دبیر علمی نشست؛ در سخناني، با بيان اين‌ كه شخصيت انسان تركيبي از نيروهاي دروني مختلف اعم از عواطف و احساسات و هيجانات انساني مي‌باشد، گفت:‌ »خشم يكي از احساسات آدمي است كه در صورت كنترل و تعديل آن مي‌تواند آثار خوبي براي انسان و همچنين حفاظت از خويشتن و دفاع در برابر تهديدات خارجي داشته باشد، اما در صورت عدم كنترل و هدايت صحيح آن، مي‌تواند آثار مخرب و بسيار سویي داشته باشد كه اثرات منفي بر فرد و جامعه خواهد گذاشت».

وي پرخاشگري را از نشانه ‌هاي رشد كنترل نيافتة خشم دانست و افزود: «پرخاشگري نوعي اختلال رفتاري است كه اگر كنترل و درمان نشود، تا دوران پيري نيز ادامه پيدا مي‌كند و اثرات سوء آن در سرتاسر زندگي فرد هويدا مي‌شود».

ایشان ريشة اين نوع اختلال رفتاري را در دوران كودكي و نوجواني عنوان و تصريح كرد: «از همين رو،‌ ما در اين نشست تأكيد و تمركز خود را به علل پديداري اين عارضه در دوران كودكي و نوجواني قرار داديم و به دنبال آن نيز پي آمدهاي آن را بررسي و به طرح راهكارهايي برای پيش گيري و درمان پرخاشگري خواهيم پرداخت».

در ادامه، آقای رجایی پرسش‌ هایی را مطرح كرد كه كارشناسان به آن پاسخ گفتند و زواياي گوناگون پرخاشگري را مورد بررسي قرار دادند.   قابل یاد آوری است که در این مجال تنها سخنان آقای محمدی در دسترس ماست و به ان بسنده می کنیم.

رجایی: سوال نخست را از جناب آقای محمدی کارشناس ارشد برنامه ریزی آموزشی و درسی و سر دبیر نشریه ی «راه شکوفایی» انجمن اخلاق و تربیت، در مورد چیستی پرخاشگری مطرح می کنم؛ در این باره توضیح بفرمایید!



جمعه 1390/01/26
م : ن : shavkat ali mohammadi shari

فرصت مغتنم آشنایی

فرصت مغتنم آشنایی

شاید این نوشته برای همه مفید نباشد؛ ملامتم نکنید؛ اگر نمی نوشتم چنان بود که گویا چیزی را گم کرده باشم! نپسندید که سرگردان بمانم! وقتی پیشنهاد برگزاری غرفه افغانستان در دومین جشن جهانی نوروز شد؛ وقت خواستم و با خود کلنجار می­رفتم که کار اجرایی بپذیرم یا نه؟! من که مدت­ ها بود از کارهای اجرایی فرار می­ کردم؛ پذیرفتن این کار افتادن در دام بدو بدو کار اجرایی بود و گرفتاری به گریزگاه!



یکشنبه 1390/01/21
م : ن : shavkat ali mohammadi shari

مصاحبه مدیر غرفه افغانستان با ایرنا

مصاحبه مدیر غرفه افغانستان با ایرنا

نوروز يك فرصت طلايي است

تهران - كارشناس ارشد فرهنگي و مديرغرفه ي افغانستان درجشن جهاني'نوروز' گفت: جشن جهاني نوروز 1390 در تهران يك فرصت طلايي سياسي ، اقتصادي و فرهنگي براي همه ي كشورهاي شركت كننده در اين جشن بزرگ است.

آقای شوکت علی محمدي' روز دوشنبه در گفت وگوي اختصاصي با خبرنگار فرهنگي ايرنا با اشاره به برگزاري دومين جشن جهاني نوروز در تهران اظهار داشت: نوروز در تاريخ و فرهنگ مشترك حوزه ي فرهنگي ايران باستان كه امروزه در كشورهاي مختلف منطقه برگزار مي شود ريشه دارد.
وي افزود: ما يك روح مشترك در چند پيكر و نماينده ي كشورهاي مختلف با فرهنگ ها و زبان هاي مختلف هستم كه نماد آن نوروز است و ريشه در تاريخ مشترك حوزه ي فرهنگي كشورهاي فارسي زبان دارد.
وي تصريح كرد: جشن جهاني نوروز امسال (1390) يك فرصت طلايي است تا فرهنگ هاي مختلف ريشه هاي مشترك شان را پيدا كنند.

شادی غروز آمیز مهاجران

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 30313414

در سایت راسخون و در سایت های دیگر 



شنبه 1390/01/13
م : فرهنگ و جامعه ن : shavkat ali mohammadi shari

گزارشی از غرفه افغانستان در جشن جهانی نوروز1390- تهران

گزارشی از غرفه افغانستان در جشن جهانی نوروز1390- تهران

این نمایشگاه با عزم ملی و کار جهادی همه­ی فرهیختگان و با تشکیل ستادی از فرهنگیان با تجربه که سال­ها کار نمایشگاهی انجام داده­اند؛ از شهرهای شیراز، اصفهان، قم، ورامین، کرج و تهران تشکیل یافت که بیش از صد و پنجاه نفر مستقیم فعالیت داشته­اند.

چشن جهانی نوروز

این کار با همدلی بی نظیر ملی افغانستانی انجام شد و یک گام به سوی ملت سازی در افغانستان به شمار می­رود. حضور قدرتمند و فرهنگی غرفه­ی افغانستان که بیشترین اقلام فرهنگی را تولید کرده، باعث جذب بیشترین بازدید کننده­ی فرهیخته مانند استادان جامعه المصطفی العالمیه، استادان دانشگاه­های کابل (که فعلا در ایران هستند)، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم، دانشجویان دانشگاه­های تهران و قم، هنرمندان و اقشار مختلف فرهنگی و مهاجران را در پی داشته است.

افتتاح غرفه

افتتاح غرفه توسط داکتر رهین

غرفه افغانستان به دست وزیر محترم اطلاعات و کلتور جمهوری اسلامی افغانستان، اندیشمند فرزانه جناب آقای داکتر مخدوم رهین و با حضور وزیر محترم مالیه جناب آقای داکتر زاخیلوال و مشاور محترم ریاست جمهوری اسلامی افغانستان جناب آقای خرم و هیات محترم همراه و سفیر محترم و اندیشمند افغانستان در تهران، جناب داکتر عبیدالله عبید و اتشه فرهنگی سفارت افغانستان جناب آقای اسدالله امیری و سایر اعضای محترم سفارت افتتاح شد.